تبليغاتX
عشق

عشق

اون روزای عاشقونه مال تو ..این شبای بی قراری مال من

دوستدار عشق

سلام به همه ی گلا به همه ی مهربونا به همه ی نازنینای گل خودم نمی خوام اسم ببرم ولی مطمئن باشید همتون دوست دارم و مهربونیاتونو از یاد نمیبرم شما که لطف دارید و به کلبه ی این حقیر سر میزنید راستی سیزده بدر چه اتفاقی واستون افتاد هر عزیزی که میخواد خاطراتش به اسم خودش تو وبلاگم بنویسه واسم حتما بنویسین اگه خاطره ی جالبی دارین دوستدار همه ی شما نازنینا

تقدیم به همه ی شما نازنینا

ببین از راه رسیدم ، ببین از همه بریدم
از همه دل کندم باز تا به عشق تو رسیدم
تو بگو از غم چشمات تا دلم راهی بشه
پیش چشم تو بیاد و تو رو دلداری بده
بیاد اونجا پیش چشمات بشینه از غم دنیا بگه
بگه دنیا بزرگه ولی انگار کوچیکه
دل تو رو از من، من رو از تو یه روزی بریدن
تا که از یاد ببریم همدیگه رو دلهامون چه غمی کشیدن
اما مگه یاد تو از دلم رها شدنی بود
اصلا تو بگو مگه دیوونگی و عشق از هم جدا شدنی بود
از غم چشمات که میگن دل تنگم می گیره
خبر میاد از اون چشمات که به راه می شینه
ببین ای همه خوبی بی تو از همه بریدم
دیگه مال هرکس و هیچ کسی نیستم
تو دل سیاه این آدمکها پرندۀ عشق اسیره
که اگه به دادش نرسن توی این غربت بی عشق می میره
تو بیا تا دلم باز مالک عشقت بشه
توی چشمات بمونه آواز و شعرت بشه
حالا من از راه رسیدم تا که عاشقم بشی باز
از همه دل بریدم تا توی دریای قلبت بمونم و تو قایقم بشی باز

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385ساعت 11:44  توسط نازنین  |